تبلیغات
Miracle معجزه معجزه Miracle - درسی که از دخترم گرفتم

یا فارس الحجاز ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی
نویسنده :سیا
تاریخ:یکشنبه 20 شهریور 1390-11:32 ب.ظ

درسی که از دخترم گرفتم

درسی که از دخترم گرفتم !

حتما این داستان را شنیده اید که عده ای رفتند برای دعا کردن برای آمدن باران ولی بین این افراد کودکی بود که یک چتر هم با خودش آورده بود که نشان دهنده باور و ایمانش به دعای خود و برآورده شدن دعایش بود .

  من این باور و ایمان را در دختر خودم به چشم دیدم و باعث شد بفهمم که من چقدر ایمان ضعیفی داشتم و این درسی که از دخترم گرفتم ، هیچ وقت فراموش نمیکنم .

  دخترم به درس ریاضی و فیزیک علاقه زیادی دارد و همیشه در طول مدت تحصیل در دبیرستان جزو نفرات برتر بود .

  از سال سوم دبیرستان میگفت : من به رشته فیزیک علاقه دارم و در دانشگاه امیرکبیر تهران ادامه تحصیل میدهم و اگر ما میگفتیم که ، تو تلاشت را بکن و توکل کن به خدا به ما میگفت : من همیشه توکل به خدا دارم و دعاهایم هم همینه ولی من از الان خودم را توی دانشگاه امیرکبیر تهران میبینم که دارم رشته فیزیک میخوانم .

  تمام مدتی که پیش دانشگاهی بود همین حرف را زد و حتی زمانیکه رتبه 3136 رشته ریاضی فیزیک کنکور سراسری را به دست آورد این حرف را تکرار کرد .

  وقتی به اصرار من و مادرش در کنکور دانشگاه آزاد شرکت کرد و در رشته پلیمر دانشکده علوم تحقیقات رتبه 37 آورد گفت : من نیاز به شرکت توی این امتحان نداشتم چون رشته فیزیک دانشگاه امیرکبیر تهران ثبت نام میکنم .

  در موقع انتخاب رشته ، چندین مشاوره رفتیم با هزینه های مختلف و همه مشاوره ها گفتند احتمال قبولی در رشته های دیگه خیلی بیشتر است و آخر با اصرار من رشته فیزیک دانشگاه امیرکبیر تهران جزو انتخابهای پنجم و ششم شد .

  ولی حتی روز قبل از اعلام نتایج باز دخترم گفت : من مطمئن هستم که فردا اسم من جزو انتخاب شده های رشته فیزیک دانشگاه امیرکبیر تهران است .

  روز اعلام نتایج ساعت پنج و نیم صبح من و بقیه را از خواب بیدار کرد و گفت :

من گفتم که رشته فیزیک دانشگاه امیرکبیر تهران قبول میشدم !!

من بیشتر از هر چیز به ایمان دخترم افتخار میکنم .

خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت




نوع مطلب : از ته دل