تبلیغات
Miracle معجزه معجزه Miracle - عشق جوان به دختر

یا فارس الحجاز ادرکنی یا ابا صالح المهدی ادرکنی ادرکنی
نویسنده :سیا
تاریخ:چهارشنبه 21 تیر 1391-06:57 ب.ظ

عشق جوان به دختر

عشق جوان به دختر

عشق جوان به دختر

جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد . رنج این عشق او را بیچاره كرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت . مردی زیرك از ندیمان پادشاه وقتی دلباختگی او را دید و نیز او را جوانی ساده و خوش قلب یافت، به او گفت: پادشاه اهل معرفت است. اگر احساس كند كه تو بنده ای از بندگان خدا هستی خودش به سراغ تو خواهد آمد .

جوان به امید رسیدن به معشوق گوشه گیری پیشه كرد و به عبادت و نیایش مشغول شد،به گونه ای كه اندك اندك مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .

روزی گذر پادشاه بر مكان او افتاد . احوال وی را جویا شد و دانست كه جوان بنده ای با اخلاص از بندگان خداست. در همان جا از وی خواست كه به خواستگاری دخترش بیاید. جوان فرصتی برای فكر كردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .

همین كه پادشاه از آن مكان دور شد جوان وسایل خود را جمع كرد و به مكانی نامعلوم رفت.ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب كرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند .

بعد از مدت ها جست و جو او را یافت و به او گفت: تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بیقرار بودی،چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست از آن فرار كردی؟

جوان گفت:ا گر آن بندگی دروغین كه به خاطر رسیدن به معشوق بود پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانه خویش ببینم؟

پند داستان

 در نهایت نیاز دست خواهش به سوی انسان دراز می كنیم. اگر از تنها بی نیاز عالم،طلب نیاز كنیم و بدانیم كه عشق های زمینی ماندگار نخواهند بود و تنها عشق ماندگار، عشق آسمانی و خدایی است او ما را بی نیاز خواهد كرد . ناگفته نماند كه عشق زمینی برای انسان ها به منزله ی پر و بالی برای رسیدن به عشق آسمانی و خدایی است.